محمد حسن خان اعتماد السلطنه
708
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
مقدارى از آن را بستگانش بردند . در شرح احوال باب هم اشارهاى به اين شخص شده است . مىگويند منوچهر خان در مأموريتهاى خود دستگاهى شاهانه داشته است . روزى محمد شاه به عنوان اعتراض به او مىگويد كه شنيدهام دستگاه شاهانه براى خودت ترتيب دادهاى ! منوچهر خان مىگويد بلى غلام شاهنشاه ايران بايد دستگاه شاهانه داشته باشد ( نقل به مضمون ) . منوچهر خان معتمد الدوله را عدهاى از شعراى زمانش مدح گفتهاند كه ميرزا محمد على مذهب اصفهانى متخلص به بهار آنها را در كتابى به نام « مدايح المعتمديه » جمع كرده است . فروغى ، ميرزا عباس ( ص 142 - ص 102 چاپ اول ) پسر آقا موسى برادر بزرگ دوستعلى خان معير الممالك اول خرقهدار فتحعلى شاه كه شاه او را به اين لقب ملقب ساخته بود . وى در سال 1213 در عتبات تولد يافت و بعد از چندى به ايران آمد و به مازندران رفت و در سارى منزل گزيد . چندى از ملازمان و مداحان فتحعلى شاه بود و مدتى در خدمت پسرش حسنعلى ميرزا شجاع السلطنه در كرمان . تخلص فروغى از نام فروغ الدوله پسر دوم حسنعلى ميرزاى شجاع السلطنه گرفته شده است . فروغى در غزلسرائى و حاضرجوابى بسيار قويدست بود و در ميان شعراى ايران از جامى به بعد شايد هيچ شاعرى در غزل به پاى او نرسد . فروغى قسمت اعظم عمر خود را به رياضت و درويشى گذرانيده و با عرفا محشور بوده است و شايد از اين جهت است كه به او نسبت دعوى خدائى العياذ بالله داده بودند . مىگويند روزى كه حضور ناصر الدين شاه رسيد شاه به او عتاب و خطاب كرد كه ميرزا عباس شنيدهام ادعاى خدائى كردهاى . فروغى جواب داد كه هفتاد سال است مىدوم تازه به سايهء خدا رسيدهام چگونه مىتوانم چنين ادعائى كنم . داستان عشق او را با يكى از دختران خانواده و عروسى آن دو را مرحوم معير الممالك اخير در مجله يغما ( س 3 ص 539 - 531 ) نوشته است . فروغى در اواخر محرم 1274 ه . ق . درگذشت و ديوان او نيز همان سال چاپ شد و امتياز آن اين است كه قسمتى از آن به خط كلهرست . براى شرح حال مفصل او به مقدمهء چاپ دوم ديوان وى مراجعه شود . * * * * تعبير هفتاد سال مذكور در فوق از باب مبالغه است و گرنه فروغى هفتاد سال عمر نكرد .